جعفر شهرى باف
332
طهران قديم ( فارسى )
گذارده جايش را شنريزى مىكنند ، « 40 » كه ضمنا ، هم تسلط و قدرتنمائى رضا شاه را مىرساند كه چگونه با يك فرمانش كار صد روزه يك نيمه شب تا صبح بپايان رسيده سرانجام مىگرفت ؟ ! چنان كه اولين آسفالت ، در ورود ملك فيصل پادشاه عراق به تهران نيز در يك بيست و چهار ساعت با همين نوع ضرب الاجل ، خيابانهاى باب همايون و اطراف توپخانه از سطح و پيادهرو زيرسازى شده بود آسفالت گرديدند ، آن هم آسفالتى كه بيش از سى سال در كمال سلامت بر جاى ماند كه هر آينه دچار تغيير و تبديلهاى بعدى نشده بود هنوز باقى مانده بود . ماشين دودى از نوع اين وسيله كه بر روى ريل آهن حركت مىكرد يكى هم قطار تهران به شاه عبد العظيم بود به نام ( ماشين دودى ) از نوع ترنهاى بخارى ساخت بلژيك كه تهران را به شهر رى وصل مىنمود . اين قطار با لكوموتيفى ( لكوموتيوى ) به ظرفيت دويست تن بود كه آتشخانهاى به طول چهار متر با شش چرخ بازودار و ديگ بخارى قطور و دودكشى كوتاه برنجى و كورهاى زغال سنگى داشت كه در روزهاى خلوت ميان هفته دو نوبت قبل از ظهرها و دو نوبت در بعد از ظهر با دو واگن و ايام تعطيل و شبها و روزهاى جمعه و زيارتى و قتلها و اعياد با هفت تا چهارده واگن در دو آتشخانه ( لكوموتيف ) مسافر مىكشيد . واگنهاى اين وسيله نيز مانند واگن اسبى قسمت وسطش مخصوص زنان محفوظ و پوشيده ساخته شده بود و دو طرفش با حفاظى از طارمى آهن جهت
--> ( 40 ) . واقعهاى كه خود اين نگارنده شاهدش بودم . ساعت ده شبى بود كه از سر كار به خانه كه منزلمان آخر بازارچه شيخ هادى پائين بازارچه كربلائى عباسعلى بود مىرفتم كه مسيرم از خيابان باغشاه ( خيابان سپه ) بود خط صحيحا بجاى خود بود و صبح هم كه بايد از همان طريق اول آفتاب بسر كار برمىگشتم آن را ديدم كه با تراورسهاى به ريل پيچشدهاش يكسره تا ميدان سپه از جا كنده شده كنار جوى خيابان گذارده شده كل سطح خيابان بيش از يك وجب شنريزى شده بود .